![]() |
||||||
|
||||||
![]() |
||||||
|
||||||
|
|
|
|
|
|
||||
| شبکه اجتماعی«وارش» یک شبکه اجتماعی ِ قدرتمند ِ مبتنی بر وب است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول بیشتر از 700 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربران، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک شبکه اختصاصی قادر به ارتباط با یکدیگر بوده و به کمک تکنولوژی آراِساِس میتوانند تازه ترینهای سایت را پیگیری نمایند. شبکه اجتماعی«وارش» توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر است! هماکنون به ما بپیوندید! |
||||||
|
|
|
|
|
|
|
||||
|
REZA-N
بخش های ویژه سایت سیاهکل نیوز در خصوص انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی - http://siyahkalnews.ir/
دیدگاه
·
1390/11/4 - 09:53
· 1 امتیاز + /
0 امتیاز -
آی کبوتر که نشستی روی گنبد طلا تو که پرواز می کنی تو حرم امام رضا من کبوتر بقیعم با تو خیلی فرق دارم سرم رو به جای گنبد روی خاکها میذارم خونه ی قشنگ تو کجا و این خونه کجا گنبد طلا کجا قبرهای ویرونه کجا؟؟؟.. . اونجا هر کی می پره طائر افلاکی می شه تو بقیع بال و پر کبوترها خاکی میشه اون جا خادمها با زائر آقا مهربونن اینجا زائرها رو از کنار قبرها میرونن تو که هر شب می سوزه چهل چراغ ها دور و برت به امام رضا بگو .. غریــــب تویی یا مـــادرت کی میگه که تو غریبی ؟ غریب عاشق نداره روز و شب این همه عاشق رو خاکت سر میذاره غریب اونه ، تو بقیع شمع و چراغی نداره نه ضریح و نه حرم ، حتی رواقی نداره
دیدگاه
·
1390/11/4 - 07:46
· 1 امتیاز + /
0 امتیاز -
REZA-N
اللهی تو چه بی انتها میبخشی وما چه حسابگرانه تسبیح میگوییم
دیدگاه
·
1390/10/29 - 21:28
· 1 امتیاز + /
0 امتیاز -
امام خامنه ای: یکيدوهفتهي قبل که اين عزيز پيش من آمده بود، گفت: از شما درخواستي دارم. گفت: اول دعا کنيد که من روسفيد بشم، دوم اينکه دعا کنيد من شهيد بشم. من گفتم، شماها واقعاً هم حيف است که بميريد. شما همهتان بايد شهيد بشيد. ولي الآن زوده و ما به امثال شما خيلي احتياج داريم. نظام به شما احتياج داره. بعد گفتم، وقتي خبر شهادت صيادشيرازي را به من دادند، گفتم حقش بود که شهيد بشود. اين را که گفتم، اشک در چشمهاي آقاي کاظمي جمع شد و گفت: انشاءالله خبر شهادت من را هم به شما بدهند....
دیدگاه
·
1390/10/19 - 13:15
· 1 امتیاز + /
0 امتیاز -
REZA-N
یک داستان کوتاه. ------ مشغول رانندگی تو جاده ام... از فاصله دور پلـــیس واسم دست تکون میده و ابراز ارادت میکنه ! خیلی آدمای با محبتی هستــن ! چطوری از این فاصله منو شــــناختن !؟ یکیشون جوگیر میشه تا وسط جـــاده میاد! ... ... ... با حرارت خاصی واسم دست تکــون میده !! چراغ میزنم وبا حرکت دست به ابرازعلاقه شون جـــواب میدم ! دفترچه و خودکار تو دستشه ؛ میخواد ازم امـــضا بگیره ،اما الان وقت ندارم باشه واسه بعـــد ! اشک تو چشام حلقه میزنه از این همه احساسات پاک و بی آلایش. ------ من نوشت: فکر نمیکنم همچین آدمی وجود داشته باشه!
دیدگاه
·
1390/10/18 - 15:30
· 1 امتیاز + /
0 امتیاز -
REZA-N
صد فاجعه چون دوم خرداد بسازید --- ما چون 9دی منتظر حکم جهادیم
دیدگاه
·
1390/10/14 - 16:07
· 2 امتیاز + /
0 امتیاز -
REZA-N
اگر در جواب " هل من ناصر ینصرنی " یک " لبیک یا حسین " میگفتند ، کار به "یالثارات الحسین" نمیکشید ...
دیدگاه
·
1390/10/14 - 15:06
· 2 امتیاز + /
0 امتیاز -
REZA-N
يه پنج دلاري چند ساله يادگاري نيگه داشتم تو كيفم ، تا هفتهي ديگه به اميد خدا مي تونم جا تراول پنجاهي خرجش كنم.
دیدگاه
·
1390/10/14 - 14:48
· 2 امتیاز + /
0 امتیاز -
ahmad
افسوس که اگر برای منافع ملی کار کنی خودت نابود میشوی واگر برای خودت کار کنی مجبوری جامعه ات را نابود کنی خودت یا جامعه ات؟
دیدگاه
·
1390/10/11 - 00:14
· 1 امتیاز + /
0 امتیاز -
|
||||||
|
|
|